ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

104

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان واقعهء ثنى چون نامهء ( استمداد ) هرمز باردشير ( پادشاه ايران رسيد . قارن بن قرياس را بمدد او فرستاد . او هم براى يارى هرمز از مدائن روانه شد همين كه بمذار رسيد گريختگان سپاه هرمز را در آنجا ديد كه در حال فرار بودند ( مذار محل دومين واقعه جنگ خالد و ايرانيان بود كه مؤلف آن واقعه را بنام مذار وارد كرده ) در همان محل به او پيوستند و قباذ و انوشجان هم با آنها بودند ( دو شاهزاده ) ثنى را ميدان جنگ قرار دادند كه آن محل جريان رود بود . خالد هم آنها را پى كرد و در آن محل با آنها روبرو شد دو صف متحارب بمقابله و مقاتله آغاز نمودند . قارن براى مبارزه بميدان رفت و مع قل بن اعشى بن نباش بمبارزهء او مبادرت كرد و او را كشت . ( يكى از اشتباهات سپاهيان ايران مبارزهء فرماندهان بود كه چون فرمانده كشته مىشد همه بىسرپرست مىگريختند چنان كه در آغاز جنگ هرمز كشته شد و هيبت و ثبات ايرانيان شكست ) عاصم هم انوشجان را كشت . عدى بن حاتم ( طائى ) هم قباذ را بقتل رسانيد . منصب و مرتبه قارن در نظام ايران به حد اعلى رسيده بود ( مقام شرف سالارى به اين معنى كه بزرگترين سردار ايرانى وار شد از همه بود ) . مسلمين بعد از آن با سردارى مانند قارن از حيث عظمت و شوكت روبرو نشدند و او از ميان عجم ( ايرانيان ) داراى شرف اعلى و مقام سپهسالارى ارجمند بود . در آن جنگ عده سى هزار سپاهى ايرانى كشته شدند و اين